عکس هایی از محرم 89 (خوانسار)

![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
از کمان حرمله چون تیر جست شیر خوار از جان شیرین شست دست
تیر تا بر حنجر او جاگرفت طفل را از شیر مادر واگرف
تیر را دید اصغر و در خواب شد گرنشد سیراب سیر از آب شد
تیر را بر حنجر اصغر چودید چون کمان پشت فلک از غم خمید
خود نه تنها دیده ی گردون گریست تیر هم از این مصیبت خون گریست
تیر چون اصغر در پیچ و تاب بود هر طرف در جستجوی آب بود
او ز خون رفع عطش کردو این ز تیر او به جای آب و اصغر جای شیر
گفت لبخندش به تیر حرمله ما نداریم از رضای حق گله
به گلویم گر پسندد تیر دوست من همان خواهم که خاطر خواه اوست
دوست او را سوی خود آواز داد پرّ تیر او را پر پرواز داد
تیر آمد زد رقم با خط خون آیه ی « ا نّا الیه راجعون »
بود با یاد وصال دوست شاد رفت درد زخم تیر او را زیاد
آن مسافر پس سفر آغاز کرد تیر هر در بود بر او باز کرد
رفت با تیر گلو آن نازنین وز پی اش جبریل می گفت آفرین
بر دل ما تا ابد تیر غم است ای شکوهی دیده خون بارد کم است
شد دل پیغمبراز این غم کباب
کم بگو از طفل و تیر وقحط آب