یک ایرانی در میان برترین های عکاسی جهان

رقابت بین المللی عکاسی از طبیعت و محیط زیست Oasis نتایج دوره سال 2010 خود را منتشر کرد که عکس یک عکاس ایرانی نیز در میان برگزیدگان است.

OASIS PHOTO CONTEST عنوان جایزه بین المللی عکاسی از طبیعت و محیط زیست است که همه ساله از سوی بنیاد Oasis ایتالیا به بهترین عکسهایی که از طبیعت و محیط زیست گرفته شده اند اعطا می شود.

در دوره سال 2010 این جایزه بیش از هزار عکاس از 28 کشور دنیا شرکت کردند. در این رقابت بین المللی 10 هزار و 721 عکس در 10 بخش مختلف به مرحله فینال راه یافتند که از این تعداد 821 عکس برگزیده شدند. در میان این برگزیدگان، عکسهایی از کشورهای ایران، ویتنام و کره جنوبی نیز موفق شدند رتبه هایی را کسب کنند.

براساس گزارش لارپوبلیکا، در این رقابت بین المللی که در ایتالیا به عنوان اسکار عکاسی طبیعت شناخته می شود این عکسها توانستند جوایزی را کسب کنند.

 

1- رامین اکرامی - رتبه هفتم بخش "دوستان خانه" / جایزه گزارشگر- ایران
 
 
 
 
 
2- سرجو سارتا - رقابت ملی- ایتالیا
 
 
 

3- هرمان برهم / جایزه Oasis- انگلیس
 
 
 

4- لورنزو مجینتزالی- رتبه اول بخش" پستانداران"- هلند
 
 
 

5- لوئیجی فلکر- رتبه اول بخش "دنیای گیاهان"- ایتالیا
 
 
 

6- لای- هوانگ لونگ - رتبه اول بخش "چشم انداز"- ویتنام
 
 
 

7- پائولو تورکیو - رتبه اول بخش "پورت فولیو"- کنیا
 
 
 

8- پائولو فوساتی- رتبه اول بخش "زیر آب"- ایتالیا
 
 
 

9- فابریتزیو آنتونلی - رتبه اول بخش "تکنیک"- ایتالیا
 
 
 

10- فرانسیسکو مینخورانس - رتبه اول بخش "سایر حیوانات"- اسپانیا
 
 
 

11- پیرلوئیجی ریتزاتو - رتبه دوم "پورت فولیو"- ایتالیا
 
 
 

12-  مارجیتا اشتوف - رتبه دوم بخش "پرندگان"- ایتالیا
 
 
 
 
فرانکو بانفی - رتبه سوم بخش "سایر حیوانات"- سوئیس
 

 
 
 
13- فرانکو بانفی- رتبه سوم بخش "پستانداران"- انگلیس
 
 
 


14- جانی مایتان - رتبه ششم بخش "پستانداران"- ایتالیا
 
 
 

15- جانی مایتان- رتبه هشتم بخش "پرندگان"- ایتالیا

خاطرات پول خرد ايراني!!

بالا خره بعضی وقتها کمی تنوع هم بد نیست از طرفی بازار عکاسی هم کمی کساد شده ماهم برای اینکه به روز باشیم چند خطی نگارش میکنیم.

 خاطره یکی از بزرگ تر ها راجع به پول خرد و اوضاع خراب اقتصادی:

يادش به خير...
اون قديما ميرفتم مغازه يه كيك با يه نوشابه مي‌خوردم بعد يه پنج تومني زرد مي‌دادم ...

روزها تند و تند مي‌گذشت. وضع اقتصاد خراب بود. خرااااب. تورم بي داد مي‌كرد. تا اينكه يه كيك با نوشابه شد هفت تومان يعني يه دوتوماني هم بايد به پنج تومانم اضافه ميكردم....

يادمه با يه ده توماني سوار تاكسي مي‌شدم و ....

بعد كه يه تحول عظيم اقتصادي رخ داد كه من بچه بودم و حاليم نبود. فهميدم بايد به جاي ده تومان كرايه بيست تومان بدم...

وقتي رفتم سر كار حقوقمو با پنجاه توماني مي‌دادن و حس مي‌كردم ديگه مرد شدم....

يك سال بعد حقوق با اسكناس پنجاه توماني كمتر و به جاش صد توماني دادن ولي پنجاه تومان شده بود كرايه تاكسي همون مسير هميشگي...

دويس توماني كه اومد هنوز كرايه همون پنجاه تومني بود ولي عيدي نفري پنج تا دويستي نوي نو گرفتيم...

پانصدي كه اومد كرايه‌ها هفتاد و پنج تومن شد. براي همون مسير. نوشابه شيشه‌اي هم جاشو داده بود به نوشابه خانواده و حالا با خانواده دور هم كيك و نوشابه ميخورديم.

بعدش سر و كله هزارتومني پيدا شد و ...

تا اينجاي كار مشكلي نبود چون قبل از اينا هم اون اسكناسايي كه گفتم بود ولي نه به اين شدت ولي يه اسكناس جديد اومد كه شد نقل محافل. ميگفتن وضعيت پولي وخيمه...

پنج هزار توماني كه اومد ديگه آب پاكي رو دست همه ريخته شد.... وضع اقتصاد خراب بود. كيك و نوشابه و كرايه تاكسي بد جوری اذيت مي‌كرد آدمو...

بعد از درگذشت جانسوز اقتصاد ايران با اسكناس قبلي و كلي سكه كه تا صد توماني هم پيشروي كرده بود براي شب چهلم اقتصاد يك سورپرايز ديگر رو شد. ده هزار توماني....

هنوز اين اسكناس يا شايد تراول چك بين مردم عزيز و بهت زده جا باز نكرده بود كه .....

دو برادر جديد وارد پول كشور شدند كه ديشب يكيشان به دستم رسيد و آه از نهادم بر آورد و به ياد تمام كيك و نوشابه هاي پنج توماني كه خورده بودم افتادم. و آرزو كردم يك بار ديگر و فقط يك بار ديگر بتوانم سوار بر تاكسي شوم .....

اين دو پول عزيز چيزي نبود جر دو سكه دويست توماني و پانصد توماني!!!!!!!!! يعني ۲۰۰۰ ريال ۵۰۰۰ ريال.... (که قراره به زودی وارد شوند)!!