مزرعه زیبای گندم
دانه های لاغر و کم خون گندم ها
که در صورت به جز زردی
ندارند دیگری رنگی ز گوناگونی رویا...
به زهدان های کوچک
نطفه ای از عشق و سبزی را
نطفه ای از زندگی را
حفظ می دارند زدستان پلیدِ
آن کلاغان سیاه و زشت و نازیبا.
و در پایان اسفند
در پایان آن ماه پر از غوغا
در آن هنگام که انگشتان باریک و نوازش پیشه ی خورشید
نوازش می کند عریانی روح و تنش را
جوانه های امید
زبتن لاغر و کم خون گندم ها
سر برون می آورند زیبا
و با خود آورند
موجی ز شادی و امید روز دیگر را
و هر ساقه
پیامی از بهاران را
به دلهای گرفته از سیاهی های سرما
مژده می دارد.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 23:57 توسط حميد زرتابي
|
طبيعت , یک ساعت دیگر... یک گونه دیگر از حیات روی زمین ... (E-mail:hamid_z71@yahoo.com)