آسمان تاریک است٬شمع ماه خاموش است

  پیر مرد رقص کنان٬خانه اش بر دوش است

وصله ی پیر هن و٬کفش هایش پاره است

بر لبش زمزمه و ٬طالعش بی چاره است

گوش هایش سنگین٬چشم هایش کور است

منزل و مقصد او٬جاده ای بس دور است

کوچه ها نم خورده٬سوز شب بی گاه است

لحظه ی مردن او٬لحظه ای جان کاه است

منبع شعر :وبلاگ یک فنجان هوای تازه

 عكس:حميدزرتابي